دکتر نفیس

اینترن چیست؟ اینترن کیست؟ بعلاوه نهیلیسم


1- استاد  پایان نامه ام را دیده ام . می خواهم کیت آزمایشگاهی مان را پیگیری کنم. توی حیاط دارد با دو نفر دیگر حرف می زدند . یه نگاهی به من می کند...جمله ش را ادامه می دهد...دوباره نگاه می کند به من (بلند می گوید) : اصلا یادم رفته بود وجود داری ..!!!

حق هم دارد ! یک سال است که وقت نکردم بروم پی کار را بگیرم.. اما این دلیل می شود که وجود- گیرم غیر ذی جود - ما را این طور به شبهه بگیرد ؟! فکر نکرده ما می رویم نهیلیستی چیزی می شویم ؟ 


2- اینترن کیست ؟ اینترن چیست ؟  اسمی که یک سال و اندی (اند : عددی بین سه تا نه !) پی اسم هر دانشجوی پزشکی ای می آید !

معادل : کار ورز ، آن که در کار ورزیده می شود ، آن که کار او را مورد "ورز" قرار می دهد..استعاره از مفلوک . بعضی قدما به همه کاره ی هیج  کاره اعتقاد دارند..

تاریخچه : بوده که بوده .. خواهد بود! پس کی کار کند ؟ (ر. ک. توضیحات بخش کاربرد!)

کاربرد :1) مولتی پتنشیال . قابلیت تبدیل به هر کاره ای را دارد ! از دستگاه ونتیلاتور جهت آمبو زدن به مدت 6 ساعت بگیرید تا فلایت دادن بیماران و بردن نمونه ها به آزمایشگاه و هر چه از ذهن خلاقتان بربیاید! 2) مرد کن ! کاربرد سربازی را دارد ! روی پای خود ایستا کن ! اصلا کسی که اینترن نشود شانس لوس شدنش بسیار می رود بالا !(رزیدنت سال اول دوره فشرده و پیشرفته همین مرد کنی را می گذراند!!)

شعر  بدبینانه:راه پیدا کردن گنج جهان جز گنج نیست  /  رنج آن را راست می گویند اما گنج نیست (فاضل نظری)

شعر خوش بینانه: ای چهارده ترمه قرت العین/ بالغ نظر علوم کونین  
آن روز که هفت ترمه بودی /استیحر علم جوی بودی 
واکنون که به چهارده رسیدی/ چون سرو بر اوج سر کشیدی  
غافل منشین نه وقت بازی است/ وقت هنر است و سرفرازی است 
دانش طلب و بزرگی آموز/ تابه نگرند روزت از روز
جایی که کشیک بایدت بود/ آف کردن من ندارتد سود
چون شیر به خود سپه شکن باش /فرزند خصال خویشتن باش
دولت طلبی سبب نگه دار /با خلق خدا ادب نگهدار
آنجا که مریض می فلایتی (!) /از ترس خدا مباش خالی
وان شغل طلب ز روی حالت / کز کرده نباشدت خجالت 
کم خواب  و بده مورنینگ چون در/  تا ز اندک تو جهان شود پر (با عرض شرمندگی خدمت روح جناب نظامی ! )

نتیجه خوش بینانه : فرصتی که است که فارغ البال باید یاد گرفت که قوی بود ! که تجربه جمع کرد. گاهی در یک روتیشن آنقدر کوتاه هستی که تنها چند روز فرصت داری که مریض و استاد و رزیدنت و بیماری را بشناسی و خودت را هم بشناسانی : به خودت و به آن ها ! و البته کاری هم کنی برای مریض ! 

نتیجه بدبینانه : آرزوی خواب راحت و عزت احترام عقده می شود یک هو ! تا میایی جا بیفتی باید بار ببندی که بروی ! فرصت درس خواندن اندک (هی نگویید که باید درس را قبلتر خواند !! همیشه لازم است).. اصلا همینی که هست !!





+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 18:52 توسط دکتر نفیس |