حرف هاي تكراري براي زائوهاي بالفطره



يه ورق اضافه به عنوان انتقادات و پيشنهادات مي گذاشتن داخل اين پوشه هايي كه صبح كنگره به ما دادند ، حتي اگر هيچ وقت هم نمي خوندنش، خاصيتش اين بود كه مجبور نمي شدم اينجا دست به قلم بشم و بنويسم .

توقع بيجايي بود كه فكر كنم كنگره سر ساعت مقرر شروع مي شه اما خب من سر ساعت رفتم و با كمي دير و زود سخنران اول كه توي برنامه بود ( اين نكته رو به ياد داشته باشين !)‌ شروع كرد به سخنراني و كم كم هم سالن پر و پر تر شد.كم كم شكل و شمايل كلاس هاي دانشگاه رو گرفت : خانم ها اكثريت جمع شدند !

جاي سخنران دوم يك اسم خارجي نوشته شده بود اما يك آقاي كاملا ايراني ،‌با اسم كاملا ايراني جاي ايشون اومد بالا و شروع كرد به سخنراني . البته بيشتر شبيه خوندن دكلمه تو راديو بود . اصلا كلي ادب و احترام به مخاطب رو مي رسونه ، آماده كردن سخنراني قبل از حضور اما نه اينكه با لحن دكلمه ي مونوتون در حالي كه تمام مدت زير هر كلمه خودكارش رو مي بره از رو بخونه !‌ اون قدر كه خانوم دكتر سمت راستي  من بگه :" انگار داره خط بريل مي خونه !!‌" و همه ي دور و بري ها پقي بزنن زير خنده .

نفر سوم توي ليست نبود. سخنران خوبي بود اما حرف جديد ؟ نه !‌ شرمنده همگي حضار !

يك جايي هم مجري گفت كه امروز قرار بوده مسابقه نقاشي باشه بيرون سالن اما به دليل مصادف شدن اين روز با روز معلم مدرسه ها نيومدن !‌ خب خواهر من !‌ به اون برنامه ريز مي گفتين مگه امسال اولين ساليه كه روز معلم داريم ؟ همچين مي گه مصادف شدن انگار يه تصادف ناگهاني بوده و اصلا قابل پيش بيني نبوده . در ضمن دم همه اون هماهنگ كننده هاي مدرسه هم گرم !

خب !‌ رسيديم به بخش علمي قضيه و خوشحاليم بابتش اما دريغ از يك كلمه حرف جديد !‌ خانوم دكتر سمت چپي ام مي گه :‌اسلايد هاي كلاس هاي استاجريشون رو برداشتن آوردن !‌ همه هم تائيد مي كنن جز يكي دونفر كه معتقدن كلاس هاي فيزيوپات صحيح تره !

يكي از اين اساتيد علمي داره راجع به سيگار و حاملگي و اثرات سوء ش حرف مي زنه يكهو مي زنه كانال دو و يه چيزي مي گه با اين مضمون :‌" اكثر كسايي كه اينجا هستن خانومن . خواهر من تو حاملگي ت سيگار نكش كه بچه ت آسم نگيره ! "كارد كه مي زنه خون خانوم دكترهاي جمع در نمي آد : نمي شه تو يه كنگره علمي ،‌ تو قسمت علميش ،‌به همكاراشون نگاه جنسيتي نداشته باشن ؟ يكي از خانوم هاي نرسي كه با يونيفورم رديف جلوي من نشسته به بقيه شون مي گه : اين كه همه رو به شكل زائوي بالفطره مي بينه !‌


نتيجه بين المللي : هر خارجي برابر دو تا ايراني است !‌ با احتساب رويكرد هر زن نصف مرد،‌ حساب كنيد هر زن ايراني چند تا مرد خارجي را حريف است و بالعكس .

نتيجه سخنرانانه : تسلط به خط بريل براي كليه سخنراناني كه علاقمند به خواندن مطلب از رو هستند توصيه مي شود. به اين شكل مي توانند يك نگاهي هم به حضار انداخته و كلا شيك تر و مجلسي تر مي باشد !

نتيجه ضعيفه گرايانه : كلا هر آموزشي به زن جماعت داده مي شود نه به عنوان نسل حاضر كه با چشمداشت به نسل آينده است !!

نتيجه ضرب المثلانه : حرف مرد يكي است . چه  براي كنگره علمي چه سر كلاس دانشجوها !

نتيجه اخلاقي : گذاشتن يك ورقه صوري جهت انتقاد ، كلي دردسر ها را كم مي كند.





كسي به يه آدم پير بگه ناز اشكالي داره ؟ به يه آدم پير  روستايي خيلي ژنده پوش مظلوم؟



بعضي پيرمردها و پيرزن ها اينجا (محل طرح من، مصر يوسف كنعان !!!! ) اونقدر مظلومند كه دوست دارم لپ هاي نداشته ي آفتاب سوخته شون رو بكشم . بعضي روزها به اورژانس كه نگاه مي كنم ياد مدرسه پيرمردها مي افتم از بس اين پيرزن پيرمرد ها رو رديف خوابوندم اونجا. بعد مي رم حال تك تكشون رو مي پرسم و اونام قربون صدقه م مي رن !

مي گم مظلوم واقعا مظلوم ها !‌ پيرزنه اومده گوشه اتاق معاينه  نشسته روي زمين تا مي گم چي شده مي زنه زير گريه . روي دوزانوم مي شينم :" چي شده مامان ؟!‌" و مي بينم با درد قفسه سينه اومده و  نوار كه مي گيره علائم سكته قلبي داره !‌

پيرزن ديگه اي اومده كه : " من با اينكه از ظهر به اينور چايي نخوردم ولي همه چاييايي كه قبلا خوردم رو قيسان مي رم (استفراغ مي كنم) " . آخه مريض خونريزي معده به اين لطافت كجا گير مياد ؟ نه واقعا ؟!

پيرمرده سرطان پيشرفته معده داره و داره خون مي گيره . مي بينم بي سر و صدا نشسته كف زمين . حساسيت داده و گر گرفته ... بي سر و صدا !

پيرمرد ديابتيه . از ساعت 8 شب يكهو بي حال شده. هنوز نوار قلب داره گرفته مي شه و قرص زيرزباني هم لب هاشو قرمز كرده. مي پرسم " چطوري باباجان؟" مي گه بهتره . مي گه خيلي بهتره ! بگذريم از تغييرات واضح نوار قلبش كه داره بيرون مياد از دستگاه..