حتی وظیفه شناس تر از این  حرف ها




اینترن اورتوپدی بودم . اینترن قبلی که داشت کشیک رو بهم تحویل می داد گفت :" یه مریض داریم توی اتاق سی پی آر آتل بلند پا داره ، یخ که اومد براش آیس پک بذار" . یخ که رسید دستم ، یه خروار مریض ارتوپدی داشتیم ،هول هولکی دو تا پک درست کردم ، بردم تو اتاق سی پی آر ، بعد کلی سلام علیک هول هولکی با اتند و رزیدنتای اورژانس ، پایین پتوی مریض رو زدم یک کمی کنار ، پک رو گذاشتم روی پاش و دوباره پتو رو انداختم روش ..

بعد ... دیدم اتند نازنینمون رفت بالای سر مریض ، کل پتو رو بلند کرد . بعد با خنده گفت : "از شما به خاطر این که سعی در کشتن مریض بدون اینکه پاش متورم باشه داشتي ،‌ ممنونیم !" دیدم مریض هایپوترمیک بوده (یعنی دمای بدنش افتاده پایین)، حداقل ده تا کیسه آب گرم جابجا چپوندن دور و بر مریض !!

منم حسابی هول شدم و سرخ و سفید ! تازه فهمیدم دیدگاه هولیستیک یعنی چی !



سیمفروپول زاده



این روزها نقل محافل تب کریمه-کنگو شده . البته مردم جوری از تب کریمه ی کنگو نام می برند که انگار با یک تب بزرگوار و با شخصیت طرفیم . جوری که اصلا بعد شنیدن اسمش ، تمام قد بایستی ، راست ، بعد دستت رو بذاری رو سینه و سر رو بندازی پایین و تا کمر خم شی ... بعد می تونی ادامه صحبت رو گوش کنی !

من می گفتم خب خیلی از مردم  نمی دونن کریمه اسم یه منطقه است که دانشمندها این بیماری رو شناسایی کردن و هیچکدوم جغرافیشون خوب نیست . اما چرا عربی شون اینقدر خرابه ؟ مگه نمی دونن وحید مذکره و یه ه می تونه مونثش کنه و بشه وحیده ؟ تب کجاش مونثه آخه ! بعد دیدم ای دل غافل ، ملت علم لدنی دارن که "الحمی" که به عربی معنی تب می ده ، ذاتا کلمه مونثیه.دقیقا مثل "شمس" . من یه عمر توی جهالت بودم و عربها به تب مذکور می گن : القرم - کونغو الحمی النزفیه !!

مشکل ملی نام شک برانگیز جمهوری خودمختار کریمیا(کریمه)  رو هم با بکار بردن کلمه "القرم" حل کردند. براوو! اسم پایتختش که سیمفروپول رو چجوری درست می کنن؟

اما ترس هجوم آورده به مردم منطقه ما. یعنی میان  با سکته هم می گن نکنه تب کریمه ی کنگو ( با همون شدت احترام که قبلا عرض شد) باشه . چکاپ هم براش می خوان.

هر چند که تمام دنیا هی بگن ما درمان پیشگری نداریم اما طب مردم ما غنی تر از این حرف هاست .هی چنگ بیاویزید به دامن این اجانب که کلی طول کشیده بفهمن همون بیماری که تو کنگو بوده تو کریمه بوده ، بعد هم به تفاهم نرسیدن ، آخرش هم آپارتایدانه اسم کنگو رو انداختن ته !

همین جا که من هستم یه مادر رو یه حشره زده ، و چون می دونسته کنه عامل انتقال این تب کریمه و کشنده بوده ، اومده پروفیلاکسی کنه و از اون جا که مااااادره، و جونش وصل به بچه هاش، نفری یه استکان برای بچه ها و بعد هم یه استکان برای خودش سم ضد کَنه ریخته ، دور همی رفتن بالا ! بعد هم توی اورژانش ما همش رو مجددا آوردن خانوادگی بالا !




زلیخا ، تویی ؟!



یادمه یه بار ویزیتور ترگل ورگل ( به معنای واقعی کلمه ! ) یه شرکت دارویی داشت تبلیغ می کرد که ما داروی زولپیدم رو به خاطر سهولت استفاده مشتری با نام زولدم تولید می کنیم. من فکر کردم که مثلا کم شدن یه "پی" ناقابل که بخوایم حساب کتاب کنیم حداکثر سه و چهارده صدم می ارزه ( این همه رقم دانشمندها بعد چهارده صدم کشف کردن؟ حرف شما اینه ، خوب ما با شما سه و پونزده حساب کنیم ، خوبه ؟) این همه تبلیغات نداره !

اما از روزی رسیدم به حرفای اون ویزیتور محترم که دیدم خودم توی نسخه ها به جای متوکلوپرامید می نویسم پلازیل ، یا زاناکس به جای آلپرازولام و شبیه این کارها ، با این که فقط برند ایرانی توی داروخونه داریم !

امان از روزی که حرفای ایشون مثل وجدان آگاه و بیدار مدام سراغم بیاد .مثلا هر چی نگاه می کنم به یاد نمیارم که زلیخا این شکلی بوده باشه ، اما خانومه اصرار داره که "یوزارسیف" ش تموم شده و اگه نداشته باشه فشارش بالا می ره !! عمرا خودش می دونست اسم داروی فشارش "لوزاتان" ه !

یا خانومی که اصرار داره هر روز واسه فشارش داره قرص نارنجی می خوره که اسمش "ایرانول" ه ! بعد هم تاکید می کنه ایرانولِ قرص فشار نه ایرانول قدیمیا ! "آتنولول" هم تا به حال نشنیده !

اما تحول اساسیم وقتی بود دیدم خانومی مدت زیادی برای معده ش "دم بریده" می خوره ! "دمپریدون "هم اسمه می ذارن رو دارو؟ والا !


پ.ن 1 : یکی از شایعترین کلماتی که موتورهای جستجو ملت رو می رسونن اینجا خودکشی با قرص آلپرازولام  ه. و یکی دیگه ژست عکس دو نفره ! بدینوسیله از گوگل تمام تشکر خود را بیان می داریم ! اما به کسی که سرچ می کرده "جوراب قهوه ای " و رسیده اینجا ، ضمن ادای احترام ، بیان می دارم : من واقعا مشتاقم بدونم شما دنبال چی می گشتی!

پ.ن 2:
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.

                              و خدایی که در این نزدیکی است...


از اون فشفشه ها ، دو تا


سلام دوستان !



- پيرزنه مي گه :" قبلا هم نفسم كم بود. دكتر بهم دوتا چپق داد . يكي قرمز ، يكي آبي !"

- 15 سالشه . مي گه :" من شوهر دارم خانوم دكتر . اما خونه بابامم." داروهاشو كه مي نويسم مي پرسه :" ببخشيد ، اين داروها واسه بچه تو شكمم كه ضرر نداره ؟"

- 14 ساله است. مي پرسم :" شوهر داري ؟" باباي محترمش كم مونده كله نازنينم رو بكنه :"‌مگه چه عيب و ايرادي داره كه تا حالا مونده باشه !!!"

- " ها دخترم. داروها ي نفس م هم دوباره مي نويسي . تموم شده. از اون فشفشه آبي ها . دوتا !"‌

- هزار دفعه خواسته جراح بياد ببيندش. با اينكه سنگ كليه ش دفع شده و دردش هم افتاده . مي گه آپانديسه حتما. آخه دفعه قبل م (!)‌ همين طرفاش درد مي كرده . اونوقت جراحه يه آپانديس از توي شيكمش درآورده !‌