یادمه یه بار ویزیتور ترگل ورگل ( به معنای واقعی کلمه ! ) یه شرکت دارویی داشت تبلیغ می کرد که ما داروی زولپیدم رو به خاطر سهولت استفاده مشتری با نام زولدم تولید می کنیم. من فکر کردم که مثلا کم شدن یه "پی" ناقابل که بخوایم حساب کتاب کنیم حداکثر سه و چهارده صدم می ارزه ( این همه رقم دانشمندها بعد چهارده صدم کشف کردن؟ حرف شما اینه ، خوب ما با شما سه و پونزده حساب کنیم ، خوبه ؟) این همه تبلیغات نداره !
اما از روزی رسیدم به حرفای اون ویزیتور محترم که دیدم خودم توی نسخه ها به جای متوکلوپرامید می نویسم پلازیل ، یا زاناکس به جای آلپرازولام و شبیه این کارها ، با این که فقط برند ایرانی توی داروخونه داریم !
امان از روزی که حرفای ایشون مثل وجدان آگاه و بیدار مدام سراغم بیاد .مثلا هر چی نگاه می کنم به یاد نمیارم که زلیخا این شکلی بوده باشه ، اما خانومه اصرار داره که "یوزارسیف" ش تموم شده و اگه نداشته باشه فشارش بالا می ره !! عمرا خودش می دونست اسم داروی فشارش "لوزاتان" ه !
یا خانومی که اصرار داره هر روز واسه فشارش داره قرص نارنجی می خوره که اسمش "ایرانول" ه ! بعد هم تاکید می کنه ایرانولِ قرص فشار نه ایرانول قدیمیا ! "آتنولول" هم تا به حال نشنیده !
اما تحول اساسیم وقتی بود دیدم خانومی مدت زیادی برای معده ش "دم بریده" می خوره ! "دمپریدون "هم اسمه می ذارن رو دارو؟ والا !
پ.ن 1 : یکی از شایعترین کلماتی که موتورهای جستجو ملت رو می رسونن اینجا خودکشی با قرص آلپرازولام ه. و یکی دیگه ژست عکس دو نفره ! بدینوسیله از گوگل تمام تشکر خود را بیان می داریم ! اما به کسی که سرچ می کرده "جوراب قهوه ای " و رسیده اینجا ، ضمن ادای احترام ، بیان می دارم : من واقعا مشتاقم بدونم شما دنبال چی می گشتی!
پ.ن 2:
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.
و خدایی که در این نزدیکی است...