باور کنید یا نه فرقی نمی کنه ! شاید بگید خرافاته ..اما هست ! حداقل بین بچه های پزشکی اونقدر زنده و استوار داره راه خودشو می کشه  و می ره که کسی توی ماهیت وجودیش  شک نمی کنه .هر از گاهی هم دست کسی رو می گیره و با خودش می کشونه . اونوقت همه با دست اون به دام افتاده رو نشون میدن : 

بد کشیکی ! 

در تعریف یعنی کسی که کشیک های شلوغی داره. شلوغ هم که نیست مریض بد حاله . بد حال هم که نباشن مریضا یه اتفاق غیر مترقبه میافته که فیکس می کننش سر یه مریض . مثلا آی سی یو جا نداره ، ونتیلاتور پرتابل نیست و مجبور می شی ساعتها با کیسه تنفس مصنوعی بدی. یا مریض گیلن باره تا پذیرش آی سی یو براش بگیری و دقیقه ای یکبار ببینی عق می زند هنوز یا نه !

یا فکر کنید یک شب خلوت توی یک بیمارستان خلوت توی یک خیابان خلوت کشیک باشید و یک کشیک خلوت .. همش سه تا مریض از ساعت یک به بعد تا صبح ببینی : اولیش یه آقای سی و سه ساله با نارسایی کبدی الکلی مرحله آخر که تمام بدنش ورم داره و شکمش داره از مایع می ترکه و تا نصف ریه هاش هم آب جمع شده  و بالطبع نیاز به آی سی یو داره ، دومیش یه دختر 24 ساله صرعی که به علت تشنج مداوم آورده شده  که به نظر نورولوژیست ها نیاز به آی سی یو داره و سومیش ، گل سرسبد ، شاخ شمشاد ، یه خانم 65 ساله ست که با سکته قلبی و فشار خون نسبتا پایین می آید که خونریزی مغزی هم کرده و نصف  بدنش هم فلج شده . دارویی نمی تونی بهش بدی که کمک به قلبش باشه ولی مشکل مغزیش رو تشدید نکنه با این فشار !و آی  سی یو هم که حتما لازم داره ! 

و نکته اصلی اینه که ستاد هدایت نمی تونه ما رو به یک تخت آی سی یو خالی هدایت کنه !!!

 باید اعتراف کنم که من بد کشیکم ! پرستار ها بهم می گن پاطلائی !!  شیفت رو که تحویل می گیرم چند ثانیه بعد می ترکه .توی بخش نوزادان  بیمارستان زنان - که همه می گفتن در حدی هست که احتمال زخم بستر داره - دوتا کشیک دادم: یک شب تا یک ربع به هفت صبح و یک شب تا 12 توی آی سی یو بودم.

باور کنید همیشه آدم های خوش کشیک وجود دارند. مثلا انترن جراحی که روز سیزده بدر فقط دوتا مریض دیده بود.  انترن زنان که بودم دوستی داشتم خوش کشیک . شب تقسیم می کردیم : 12 تا 4 صبح من وایمیستادم. مریض می اومد. همه می زاییدند . واکنش دارویی می دادند و خلاصه هر هنری بود می ریختند. 4 تا 8 دوستم می خوابید. شب بعد عوض می کردیم . مریضها 4 صبح به بعد می اومدند. در واقع فرقی نمی کرد : دوست عزیز از 12 تا 8  می خوابید !

البته جالب قضیه جمع جبری این هاست : مثلا یک آدم خوش کشیک می تونه بد کشیکی هم کشیکش رو خنثی کنه. یا کمتر کنه . و بالعکس !!


* [اعتراف می کنم ] به گناهانم ، به گناهان بسیارم ...(جمله ای لاتین هست که موقع  اعتراف پیش یک کشیش گفته می شه )