توی اتوبوس بلند شدم جامو می دم به خانومی که حدودا  50 ساله است ولی شکسته تر به نظر میاد . می شینه می گه : "دستتون درد نکنه خانوم...

... دستتون درد نکنه خانوم. من خارپاشنه دارم . مچ دستم هم درد می کنه (مچ بندش رو نشونم می ده) . نه می تونم وایستم ، نه می تونم این میله های بالا سرم رو بگیرم.خانوم گفتم بهتون که خار پاشنه دارم ؟ دکتره بهم فقط از این کفی های ژله ای داده سی هزار تومن. بعد ، دکتره بهم گفته باید راه نری . آخه بگو اگه توام سرکار نری پول ویزیت رو میارن می ریزن جلو در خونه ت ؟ این دکترا خودشونم با خودشون اختلافات دارن ! این بهم می گه راه نرو ، اون یکی می گه باید وزنت رو کم کنی . آخه مرتیکه آدم که راه نره چاق می شه !...

... این دکترا هیچی حالیشون نیست.(من هم دارم نگاه می کنم: نه تعجب می کنم. نه تائید می کنم . نه تکذیب میکنم)...

... تازه قبلا ها بهتر بود . قبلا که می رفتم دکتر یه قرص می داد یا آمپول خوب می شدم (تو ذهنم می گم : قبلا ، یعنی وقتی جوون بودی یا بچه ؟) اما الان یه خروار دارو می دن آخرش هم که بعد کلی دارو خوردن بازم می ری اوتوپرده (!) می گه  : "خانوم آرتروز داری !"  تازه این دکتر پیرها این جورین . این جوجه دکترا که کلا هیچی حالیشون نیست !"


***


با خودم می گم اگه یهو ازم بپرسه تو چیکاره ای چی بگم که : خجالت نکشه ؟ توجیهات بی ربط نکنه ؟ توهین نکنه ؟ اصلا جوابش رو ندم؟یا بگم خونه دارم .بچه هامو سر و سامون می دم. هی مربا می پزم ، ترشی و شور می ذارم . در اوقات فراغتم هم خیاطی می کنم؟  اما خوشبختانه عین خیالش هم نیست که به حرفاش حتی واکنش نشون بدم !

توی خونه که تعریف می کنم مامان بزرگم می گه : بهش می گفتی خانوم پاشو جامو پس بده . من جوجه دکترم !!



پی نوشت : ساعت 3 صبح به دوستم می گم : "خدا کنه باز تک و توک مریض بیاد. ما که مجبوریم واسه اینایی که موندن ، توی اورژانس بمونیم. وگرنه من خوابم می گیره ها.کلافه می شم". بی حوصله  می گه : خوابت بگیره چی می شه ؟ خلبانی ، هواپیمات می خوره تو کوه ؟!!!