خدا آخر و عاقبت  قضیه ما رو هم مثل حضرت یوسف به خیر کنه !!

مثبت فکر کنید ! قضیه زنان مصری و  نارنج و ترنج و چاقو رو عرض نمی کنم ! نخیر . زلیخایی هم در کار نیست.  تعبیر خوابی هم در کار نیست. خیلی هم جدی ام. قضیه "طرح" ، قضیه ماست ! (یعنی می شود قصه ما هم احسن القصص شود آیا؟)


***

اصلا از تفسیر المیزان بخوانید ! [ ذیل آیات 21-7 سوره یوسف. بعد از آن که برادران یوسف گفتند که : یوسف و برادرانش نزد پدرمان ، از ما که دسته ای نیرومندیم محبوب ترند، که پدر ما در ضلالتی آشکار است.

" اقتلوا یوسف او اطرحوه ارضا یخل لکم وجه ابیکم و تکونوا من بعده قوما صالحین (9)

... جمله اوطرحوه ارضا رای دوم ایشان را حکایت می کند و معنایش ای است که : او را دور کنید در زمینی که دیگر نتواند  به خانه پدر برگردد و این دست کمی از کشتن ندارد زیرا بدین وسیله، هم می شود از خطر او دور شد.

دلیل این استفاده یکی نکره بودن ارض است و یکی کلمه طرح است که به معنای دور انداختن چیزی است که دیگر انسان به آن احتیاج ندارد و از آن سودی نمی برد..."

خب ، حالا می رویم سراغ معنی آیه 9 : " یوسف را بکشید یا به سرزمینی دورش بیاندازید که علاقه پدرتان خاص شما شود و پس از آن مردمی شایسته شوید (9)"

پس دیدم که اول خواستند یوسف را برادران بکشند، بعدتر گفتند طرح کنیمش ، بعدتر انداختندش توی چاه . بعدتر شد عزیز مصر و بعدتر " بدینسان یوسف را در آن سرزمین تمکن دادیم که در آن هر کجا بخواهد مقام گیرد...(56)"


***

پس دانشجویان پزشکی عزیز توجه شما را هم به این آیات جلب می کنم :

" گفت هفت سال پیاپی کشت می کنید ، هر چه درو کردید آن را جز اندکی که می خورید در خوشه گذارید (47) آنگاه از پی این هفت سال هفت سال سخت بیاید که آنچه از پیش برای آن نهادیه اید مگر اندکی محفوظ داردید ، به مصرف رسانید (48) عاقبت از پی این سال های سالی بیاید که در اثنای آن مردم کمک شوند و نجات یابند (49) "

بعله ! این جوریاست ! فهمیدید چرا طرح خوبه واقعا ؟



پی نوشت : عزیز مصر به رغم برادران غیور  / ز قعر چاه درآمد به اوج جاه رسید !!! خدا رو شکر !

پی تر نوشت : پست مناسبتش از این جا در اومد که دیدم که می گن سوم محرم روز آزاد شدن حضرت یوسف از زندانه. دیدم ای دل غافل ، چه شباهت ژرفی هست بین ما و ایشون ! :دی