استيك در سه نوع
نيدل استيك
نمي دونم دقيقا اولين بار كي بود كه فهميدم نيدل استيك يعني رفتن سوزن آلوده به بدن يا يه همچين چيزي . اما اولين برخورد زنده م با اين قضيه وقتي بود كه سميولوژي بودم و يه خانومي كه اشك آلود بود جلوي راهم رو گرفت توي بيمارستان و با هق هق پرسيد كه بخش عفوني كجاست و گفت :" من پرستار بيمارستان ديگه م . نيدل استيك شدم" و ترس و غم اون يكهو ريخت توي دل من . وقتي هم استاژر شدم رزيدنت جراحي مون ( كه اتفاقا تنها رزيدنت متاهل و بچه دار اون دوره بود) نيدل استيك شد با يه مريض مبتلا به ايدز و هپاتيت c و يه مدت معلق بود بين زمين و هوا تا جواب آزمايشاتش بياد! خوشبختانه جز با يكي از اعضاي خانواده تا به حال من نيدل استيك نشدم .
دندون استيك
اما من دوبار دندون استيك شدم( اصطلاح من درآوردي !) اولين بار توي آزمايشگاه بود با يه رت سفيد. بار دوم آقاي مجهول الهويه شماره 61 زحمتش رو كشيدن . ايشون كه مدتها بود كاملا بي هوش بود موقعي كه با رزيدنتمون رفته بوديم سي وي لاين بگذاريم كاملا هوشيار شد و با سه عدد دندوني كه توي دهنشون بود از زير پارچه استريلي كه روي دهنشون بود گاز گرفتند كه درسته پوستم سوراخ نشد اما جاي يك دندان پيشين فك پائين و دوتا نيش بالايي روي ساعدم كبود شد !
تف استيك (من درآوردي - كپي رايت محفوظ!)
اين يكي از همه دراماتيك تر بود. يه پسر جوون و ژوليده با استفراغ خوني اومده بود . اومدم لوله معده براش بزارم از لابلاي تمام لخته هاي توي صورتش . تا خواستم فيكس ش كنم عق زد و شروع كرد لوله رو درآوردن . دهنم رو باز كردم كه بگم :"درش نيار آقا" . استفراغ جهنده سمت روپوشم... و يك قطره ش كه پريد توي دهن من . حالم داشت بهم مي خورد ! همون طور دهنم رو باز نگه داشته بودم و وايستاده بودم. استاد نازنين اورژانس كه از دور ديده بود رسيد سريع بهم. گفت "پريد تو دهنت ؟" فكر كنم چشم هاي ترسيده م رو كلي بهم زدم يعني بعله! دهنم رو دقيق معاينه كرد بعد خنديد و گفت :" تو دهنت كه زخمي چيزي نداري . حداكثر اسهال استفراغ ازش مي گيري !"
* توضيح راجع به شماره آخر پست قبل (!): اولا اين كه اسم اون قسمت آراء المشاهدين بود نه رسائل قصيره . دوم :اعتراض كردن نسوان عرب كه بايد سيمرغ مي گرفته مصطفي زماني !!!
پي نوشت :به دعاي خير شما نياز مبرم دارم !